GunnersTrust Arsenal Fan Club Website in Iran
آنالیز - قدم های تنها

آنالیز - قدم های تنها

میثاق لقایی 159


چند سالی می‌شود که توپچی‌ها در خانه‌ی رقبا، تیله‌بازی می‌کنند. آرسنالی که لیگ را در آنفیلد، اولدترافورد و وایت هارت لین برنده می‌شد، از ژانویه‌ی ۲۰۱۵ دیگر موفق نشده در خانه‌ی پنج رقیب بزرگش برنده شود. این هفته به مصاف لیورپول، قهرمان اروپا رفتیم. در آنفیلدی که آخرین بار سال ۲۰۱۲ شاهد پیروزی ما بود.


آرسن ونگر این اواخر هرچه حقه بلد بود پیاده کرد تا این رویه عوض شود. اما آرسنال هم‌چنان در خانه‌ی تیم‌های بزرگ تقلا می‌کرد. دریافت ۴ گل و بیشتر به تدریج از شگفتی تبدیل به انتظار شد. فصل پیش اونای امری نیز نتوانست این درد آرسنال را درمان کند. انگار کل بازیکنان تیم روح خود را در لندن جا می‌گذارند. نمایش‌های پر از دلسردی و غیرقابل دفاع در خانه‌ی منچسترسیتی، لیورپول، چلسی، تاتنهام و حتی منچستریونایتد. اونای امری پنج دفاعه بازی کرد، لکزت را بیرون گذاشت، اوزیل را بیرون گذاشت، اما افاقه نکرد.


بازی اخیر مقابل آنفیلد با اینکه به باخت ۳-۱ ختم شد، اما شاید جذاب‌ترین و پربحث‌ترین بازی بزرگ خارج‌ از خانه‌ی آرسنال در چندسال اخیر باشد. از همان اولین ثانیه‌ی بازی مشخص بود آرسنال برنامه دارد فشرده دفاع کند: گوندوزی و ویلاک دفاع کناری بودن تا مونرئال و مایلز محوطه را قرق کنند. آرسنال با سانترهای بی‌شمار الکساندر آرنولد و روبرتسون راحت بود. این دو بازیکن فصل پیش ۲۳ پاس گل در کارنامه‌ی خود ثبت کردند، بنابراین فشار عظیمی روی تمامی بازیکنان آرسنال بود تا دفاع کنند. همه به جز په‌په و اوبامیانگ.


این سبک بازی مشخصا ونگربال نبود. شاید حتی امری‌بال هم نبود (اگر چنین سبکی وجود داشته باشد). این سبک بازی را همین هفته از پالاس و نیوکاسل نیز دیدیم. نیوکاسل یکی از بدترین تیم‌های لیگ برتر در هفته‌های ابتدایی، با جادوی شانس و VAR موفق شد تاتنهام را در خانه مغلوب کند. بنابراین نقشه‌ی آرسنال احتمال موفقیت کمی نداشت. با این حال، خیلی از کارشناسان و هواداران از این رویه ابراز تاسف می‌کنند.


امروز دیگر بدیهی است کیفیت و کلاس بازی لیورپول و آرسنال، فرسخ‌ها فاصله دارد. آنها قهرمان اروپا هستند و ما سومین سال حضور در لیگ اروپا را پیش رو داریم. مثل نیوکاسل مقابل تاتنهام. این نقشه، ریسک بسیار بالایی دارد. ۴۵ دقیقه فشار مداوم از تمامی نواحی زمین روی خط دفاع، دمار از روزگار تک تک بازیکنان درمی‌آورد. وقتی کنترل نبض و خلاقیت بازی را یک‌جا تقدیم حریف می‌کنی، یعنی تنها راه فرار اشتباهات آنهاست. اتفاقی که افتاد و بهترین موقعیت‌های بازی در نیمه‌ی اول، توسط آرسنال از دست رفت (روی اشتباه آدریان و فن‌دایک). اگر حتی یکی از توپ‌های په‌په گل می‌شد، آیا باز هم شاهد ناله‌ی کارشناسان بودیم؟ ریسک بالا به معنی پاداش بالا نیز هست.


فوتبال‌بین‌های حرفه‌ای بارها شده نسخه‌ای از نیمه‌ی اول آرسنال-لیورپول را تماشا کنند که آرسنال در آن ۲-۰ جلو میفتد، فقط با ۲۰٪ از مالکیت توپ. کافی است اولین پیروزی پالاس در تاریخ لیگ برتر مقابل یونایتد را یک بار دیگر مرور کنیم. یا حتی همان آخرین پیروزی بزرگ خارج از خانه‌ی خودمان: ۲-۰ در اتحاد، با گل‌های مونرئال و پنالتی سانتی. آن بازی خوب دفاع کردیم و کارآمد گل زدیم و خبری هم از ونگربال نبود.


 لیورپول از این بهتر نمی‌شود. آنها پارسال قهرمان اروپا شدند و نایب قهرمان ۹۷ امتیازی لیگ هستند. ۱۲ پیروزی پیاپی در لیگ دارند که با رکورد تاریخشان برابری می‌کند. ۴۰ بازی متوالی در خانه بدون باخت هستند. به قدری خوبند که این تابستان حتی یک بازیکن درست‌حسابی نیز اضافه نکردند. ما توپچی‌ها به خوبی آگاه هستیم تیم محبوبمان تا چه حد با این استانداردها فاصله داردد. تصمیم امری برای پیاده‌کردن نقشه‌ی پرخطرش، تصمیم درستی است. اینکه آیا امری و بازیکنانش مناسب چنین نقشه‌ای هستند، سئوال دیگری است.


گرانیت جاکا پاره‌سنگ بزرگی در خط هافبک پویای تیم بود. جاکا بازی‌ساز خوبی است، اگر بازیکنی در شعاع ۵ متریش نباشد. جاکا پیش از هر پاسش، چه بلند چه کوتاه، دو-سه باری توپ را لمس می‌کند. این مشخصات یک هافبک مرکزی موثر مقابل پرس سریع و خشمگین لیورپول نیست (حتی به نظرم دوره‌ی چنین بازیکنانی دیگر در لیگ‌برتر سرآمده باشد). بازی از عقب که شاید تنها مشخصه‌ی تاکتیک‌های امری باشد، نیاز به هافبک‌هایی دارد که قبل از دریافت توپ، پاس مناسب را انتخاب کرده باشند. وقتی توپ زیرپای جاکا میفتد، باید در اولین تماس آن را به فضای باز بین خط دفاع و هافبک لیورپول بفرستد، نه اینکه بعد از ۵ ثانیه پاس کوتاهی به ویلاک یا سبایوس بدهد. جاکا با این غفلت خود سبب شد پخش توپ آرسنال در این بازی، محدود به دریبل‌های هافبک‌ها باشد. شاید جاکا به عنوان کاپیتان تیم، روح زیدان را در سبایوس دیده باشد، اما به عنوان تماشاگر این محدودیت جاکا، حمله‌ی آرسنال را فلج کرده بود.


به علاوه، اشتباه مضحک داوید لوئیز در تقدیم پنالتی به صلاح، فقط چند ثانیه پس از صحبت‌های بین دو نیمه رخ داد. لوئیز کل نیمه‌ی اول را زیرفشار بی‌امان، خوب کار کرده بود. در نیمه ی دوم، یک لحظه تمرکزش را از دست داد. همان نیمه، سبایوس یاد و خاطره‌ی الننی را در زمین زنده کرد. جو ویلاک دقیقه‌ی ۶۰ از نفس افتاده بود. بر این اساس، تصمیم اونای امری برای تعویض توریرا پس از دریافت سه گل، کمی سئوال‌برانگیز است. شاید نیم‌نگاه امری به بازی مقابل تاتنهام باشد، که البته فکر نگران کننده‌ای است. آیا امری می‌خواست در نیمه‌ی دوم برای دربی تمرین کند؟ هیچ‌کس دوست ندارد آرسنال داخل خانه جلوی تاتنهام همان نقشه‌ی آنفیلدش را در پیش بگیرد. آیا امری از بازیکنانی چون توریرا و لکزت مراقبت کرد؟ این یعنی تسلیم پس از دریافت تنها یک گل. یعنی خود امری هم خیلی به نقشه‌ی خودش اعتماد ندارد. شاید امری از ظرفیت ذهنی لوئیز آگاه نیست. دلیل عدم تغییر در پرسنل و تاکتیک تیم بین دو نیمه احتمالا دلیل درستی نبود، زیرا این تصمیم درستی نبود.


نوشتن در مورد این بازی پس از گل دوم، دردی را دوا نمی‌کند. دو اشتباه داوید لوئیز تعجب بزرگی برای طرفداران این لیگ نیست. گل توریرا هم کاربردی جز خراب کردن رکورد دفاعی لیورپول ندارد. نقشه‌ی پرخطر امری، پاداشی برای آرسنال نداشت. مثبت‌ترین نکات بازی شاید دیدن یک برنامه‌ی مشخص بازی و از پیش طراحی شده، و حرکات نیکلاس په‌په بود. نیکلاس در آمادگی ۱۰۰ درصد خود، شاید تمام آن موقعیت‌ها را گل کند. دریبل کردن فن‌دایک پس از ۵۰ بازی هم خاطره‌ی خوبی بود. آینده‌ی خط هافبک با حضور گوندوزی، ویلاک و توریرا روشن است. هیچ‌کدام از این‌ها اما باخت ۳-۱ را شیرین نمی‌کند.


تحلیلگر : سپهر

سه شنبه، 5 شهریور 1398 - ساعت 15:33